خودآگاهی چیست؟ – یادگیرنده برتر


خودت را تصور کن

بهترین نسخه خود را تجسم کنید. “خود ایده آل امیدها، رویاها، آرزوهای ما را منعکس می کند و از مهارت ها، توانایی ها، دستاوردها و دستاوردهایی صحبت می کند که می خواهیم به آنها برسیم.” (هیگینز، 1987؛ مارکوس و نوریوس، 1986.) همانطور که به نقاط قوت خود تکیه می کنید تا نسخه بهتری از خود شوید، می توانید از این خود ایده آل برای ادامه حرکت در مسیر درست و انحراف با موانع دیگر استفاده کنید. نشوئید.

سوالات “چه” بپرسید

هسته اصلی خودآگاهی توانایی بازتاب است. با این حال، گروه Eurich ادعا می کند که اکثر مردم راه اشتباه فکر می کنند. مشکل این است که ما از خود سوالات اشتباهی می پرسیم. در تلاش برای حل تعارض داخلی، می پرسیم “چرا؟” با این حال، هیچ راهی برای پاسخ به این سوال وجود ندارد زیرا ما به ناخودآگاه خود دسترسی نداریم. در عوض، ما پاسخ هایی ایجاد می کنیم که ممکن است دقیق نباشند.

خطر سوال “چرا” این است که افکار منفی ما را در سوراخ خرگوش غرق می کند. ما روی نقاط ضعف و ناامنی خود تمرکز می کنیم. امی را در نظر بگیرید، یک مدیر عامل جدید که به سختی در جلسات صحبت می کند. او ممکن است تجربه خود را با این فکر برای خود توضیح دهد که “من در جلسات صحبت نمی کنم زیرا ما در زنجیره غذایی شرکت ها بسیار پایین هستیم.” “کسی به من گوش نمی دهد.”

پرسیدن “چه سوالی” ما را در فضایی عینی قرار می دهد و در معرض همه عواملی است که بر یک نتیجه خاص تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، به جای “چرا در جلسات صحبت نمی کنم؟” می توانیم بپرسیم:

  • پویایی بین فردی در اتاق چگونه بود؟
  • “در آن زمان چه چیزی را در بدنم تجربه می کردم؟”
  • “چه اتفاقی افتاد که باعث شد به داستان قدیمی خود در مورد خوب نبودن روی بیاورم؟”
  • “برای غلبه بر ترس از صحبت کردن چه کنم؟”

این نوع درون نگری به ما این امکان را می دهد که به رفتارها و باورها همانطور که هستند نگاه کنیم. با خودآگاهی می‌توانیم الگوها و داستان‌های قدیمی را که به دردمان نمی‌خورد، بررسی کنیم و سپس به جلو برویم. پرسیدن سوالات درست به ما قدرت می دهد تا انتخاب های متفاوتی داشته باشیم که به نتایج متفاوتی منجر شود.

امی تصمیم می گیرد برنامه ریزی کند زیرا اکنون متوجه شده است که فرصتی برای غلبه بر مشکل خود دارد.

  • او قصد دارد در مورد محتوا و اهداف جلسه بعدی اطلاعات بیشتری کسب کند تا از نحوه مشارکت خود اطمینان بیشتری داشته باشد.
  • او به جای اینکه در مورد اینکه دیگران در مورد او چه فکر می کنند فکر کند، فعالانه به نشانه ها گوش می دهد تا سؤالات معناداری بپرسد که گفتگو را به جلو می برد.
  • با آگاهی بیشتر از علائمی که بدن او علائم ترس و اضطراب را نشان می دهد، آن احساس را در لحظه نام می برد و تصمیم می گیرد تحت تأثیر آن قرار نگیرد – گامی بزرگ به سوی خودآگاهی.

از مغزت استفاده کن

آمیگدال که مغز اولیه نیز نامیده می شود، اولین قسمتی از مغز بود که در انسان رشد کرد. این رادار به عنوان نوعی رادار عمل می کرد که نیاز به فرار یا مبارزه را نشان می داد. آن قسمت از مغز در پیش بینی خطر مهارت دارد و قبل از اینکه بتوانیم یک احساس منفی را نام ببریم، واکنش نشان می دهد. ضربان قلب ما تندتر می شود، شکم ما سفت می شود و عضلات گردن ما منقبض می شوند.

پاسخ بدن شما سیمی است که به قشر جلوی مغز سیگنال می دهد تا یک احساس منفی را ثبت یا نامگذاری کند. اگر هوشیاری را به وضعیت فیزیکی خود بیاورید، می توانید فوراً احساسی را که در حال وقوع است تشخیص دهید. تسلط بر این، مغز شما را دوباره سیم کشی می کند.

نام بردن از احساسات در تصمیم گیری بسیار مهم است. وقتی اجازه می دهیم احساساتمان بر ما غلبه کند، می توانیم تصمیمات بدی بگیریم که عواقب ناخواسته ای به دنبال دارد. نامگذاری احساسات به ما این امکان را می دهد که دیدگاه “سوم شخص” را در نظر بگیریم تا بنشینیم و به طور عینی تر آنچه را که اتفاق می افتد ارزیابی کنیم.

بیایید این خانه را با یک مثال در نظر بگیریم. شما به عنوان یک فرد هوشیار با کسی صحبت می کنید و بازخورد منفی دریافت می کنید. قلب شما شروع به تپیدن می کند و احساس خطر می کنید. شما با خود می گویید: “احساس می کنم این شخص به من حمله می کند.” اما قبل از اینکه گریه کنید یا بالستیک شوید، می ایستید و صدای آن شخص را می شنوید. متوجه می‌شوید که این شخص حداقل یک نکته خوب داشته است و مکالمه متفاوتی را آغاز می‌کنید، گفتگوی رضایت‌بخش و سازنده.

از دیگران درباره تصوراتشان بپرسید

اکنون که فهمیدید بازخورد نباید ترسناک باشد، از دیگران بپرسید که در شرایط خاص چگونه شما را درک می کنند. شناسایی به شما کمک می کند دقیق ترین بازخورد را دریافت کنید. شجاع باشید و از آنها بپرسید که آیا دوست دارند رفتار شما را ببینند.

تمرین: سناریوهایی را که می خواهید درباره آنها بازخورد دریافت کنید انتخاب کنید و آنها را فهرست کنید.

دو ستون درست کنید

ستون الف: من خودم را چگونه می بینم

ستون B: دیگران من را چگونه می بینند

در ستون A، فهرستی از کلمات را برای توصیف نگرش و رفتار خود در آن زمان تهیه کنید.

سپس، از شریک بازخورد خود بخواهید همین کار را انجام دهد و آن پاسخ ها را در ستون B ثبت کنید.

مراقب تفاوت ها باشید ممکن است نقاط کوری داشته باشید که باید وجود داشته باشند.

نگه داشتن یک مجله

روزنامه نگاری یک راه عالی برای تمرکز بر آنچه در خصوصی و عمومی شما می گذرد است. همچنین به شما کمک می کند الگوهایی را شناسایی کنید که یا به شما خدمت می کنند یا نه. می توانید از این دستورات استفاده کنید:

  1. امروز چه کاری را خوب انجام دادم؟
  2. با چه چالشی مواجه شدم؟
  3. چه حسی داشتم؟
  4. چطور جواب دادم؟ با نگاهی به گذشته، آیا جواب دیگری دادم؟
  5. از چه نقاط قوتی برای تمرکز روی بهترین نسخه خود استفاده کردم؟
  6. قصد من برای فردا چیست؟

ذهن آگاهی را تمرین کنید

ذهن آگاهی یک تمرین است. این به شما کمک می کند تا از آنچه در ذهن، بدن و محیط شما می گذرد آگاه باشید. مدیتیشن یکی از معدود تمریناتی است که می توانید در زندگی روزمره خود انجام دهید و تمرکز حواس ابزاری عالی برای ایجاد خودکنترلی بیشتر است.

هوش رقابتی

راه رسیدن به خودآگاهی یک سفر است. آگاه ترین افراد به جای رسیدن به یک مقصد خاص، سعی در تسلط دارند. همانطور که در خودآگاهی خود پیشرفت می کنید، به طور مرتب از خود بپرسید: “امروز چگونه به سمت بهترین نسخه خود حرکت خواهید کرد؟”